افغانستان و ایران در بخشهایی از تاریخ معاصر خود تجربهای مشترک و تلخ داشتهاند: زمانی که اختلافات فکری و سیاسی به جای رقابت سالم، به دشمنی میان هموطنان تبدیل شده است.
در برخی دورهها، تحت تأثیر ایدئولوژیها و جریانهای سیاسی، فضای گفتوگو و مدارا جای خود را به برچسبزنی، طرد و حذف داده است. در چنین شرایطی، هموطنان نه به عنوان رقیب فکری، بلکه به عنوان دشمن معرفی شدهاند؛ روندی که در نهایت به خشونت، سرکوب و از دست رفتن جان انسانهای بیشماری انجامیده است.
این رویکرد تنها به افراد آسیب نزده، بلکه اعتماد اجتماعی و همبستگی ملی را نیز تضعیف کرده است. تجربه تاریخی نشان میدهد ملتهایی که اختلاف نظر را به دشمنی تبدیل میکنند، در واقع پایههای قدرت و ثبات خود را از درون فرسوده میسازند.
در حالی که در بسیاری از جوامع پیشرفته، اختلاف دیدگاه امری طبیعی تلقی میشود و از طریق قانون، گفتوگو و رقابت مدنی مدیریت میگردد، نه با حذف و دشمنسازی.
امروز نیز نشانههایی از همین نگرش خطرناک در برخی تحولات منطقه دیده میشود؛ جایی که افراد به سادگی با برچسبهای سیاسی از دایره جامعه بیرون رانده میشوند.
تجربه تاریخ یک پیام روشن دارد: دشمنی با هموطنان و تخریب مشترکات ملی، چیزی جز نوعی خودویرانگری جمعی نیست.
آینده زمانی روشنتر خواهد شد که اختلاف نظر به دشمنی تبدیل نشود و انسانها پیش از هر چیز، ارزش مشترک انسان بودن و هموطن بودن را پاس بدارند.
